google-site-verification: google15269942918ec366.html راه آزادی: مسیحیان ایران؛ وقتی عبادت هم زیر نگاه امنیتی حکومت قرار می‌گیرد

۱۴۰۵ شهریور ۲, دوشنبه

مسیحیان ایران؛ وقتی عبادت هم زیر نگاه امنیتی حکومت قرار می‌گیرد

 


مسیحیان ایران؛ وقتی عبادت هم زیر نگاه امنیتی حکومت قرار می‌گیرد

جمهوری اسلامی خود را حکومتی دینی معرفی می‌کند، اما تجربه بسیاری از مسیحیان ایران نشان می‌دهد که حکومت دینی لزوماً به معنای آزادی دینی نیست. در واقع، حکومت می‌خواهد تعیین کند کدام شکل از دین قابل قبول است و کدام شکل باید تحت کنترل امنیتی قرار گیرد. کمیسیون آزادی مذهبی بین‌المللی آمریکا در ارزیابی خود از ایران، وضعیت آزادی مذهبی را بسیار وخیم توصیف کرده و تأکید کرده است که حکومت ایران اقلیت‌های مذهبی از جمله بهائیان، مسیحیان، یهودیان و اهل سنت را به‌طور سیستماتیک هدف قرار می‌دهد. این مسئله به‌خصوص درباره نوکیشان مسیحی و گروه‌هایی که خارج از چارچوب‌های مورد تأیید حکومت فعالیت مذهبی دارند، اهمیت پیدا می‌کند. انسان حق دارد باور مذهبی خود را انتخاب کند، تغییر دهد، عبادت کند و با هم‌کیشان خود گردهم بیاید. این‌ها حقوقی بنیادی هستند و نباید به مجوز سیاسی حکومت وابسته باشند. اما وقتی یک حکومت درباره محل عبادت، نوع اجتماع مذهبی و حتی محتوای اعتقاد مردم تصمیم می‌گیرد، دیگر با آزادی دین روبه‌رو نیستیم؛ با کنترل دین توسط دولت روبه‌رو هستیم. اینجا تناقض جمهوری اسلامی آشکار می‌شود. حکومتی که مدعی است دین باید در جامعه حضور داشته باشد، در عمل می‌خواهد دین را تحت کنترل خود نگه دارد. دین مطلوب حکومت، دینی است که در چارچوب سیاسی حکومت حرکت کند؛ اما دین آزاد، دینی است که دولت نتواند آن را به میل خود مهندسی کند. اگر یک مسیحی در خانه خود کتاب مقدس می‌خواند، چرا باید این اقدام امنیتی تلقی شود؟ اگر گروهی از شهروندان دعا می‌کنند، چرا باید حکومت از آن احساس تهدید کند؟ اگر ایمان واقعی است، چرا باید با پرونده قضایی از آن جلوگیری کرد؟ پاسخ این پرسش‌ها نشان می‌دهد که مسئله حکومت فقط دین نیست؛ مسئله قدرت است. حکومت نمی‌خواهد تنها بر رفتار سیاسی مردم کنترل داشته باشد؛ می‌خواهد بر فضای فکری و اعتقادی جامعه نیز کنترل داشته باشد. این همان چیزی است که آزادی مذهبی را تهدید می‌کند. مسیحیان ایران نیز مانند هر شهروند دیگر حق دارند بدون ترس از بازداشت و تعقیب، ایمان خود را زندگی کنند. هیچ حکومتی حق ندارد به انسان بگوید چه چیزی را باید باور کند. می‌توان یک انسان را زندانی کرد، اما نمی‌توان باور او را با حکم دادگاه تغییر داد. می‌توان کلیسا را تعطیل کرد، اما نمی‌توان ایمان را با دستور حکومتی از ذهن انسان پاک کرد. جمهوری اسلامی اگر واقعاً به دین احترام می‌گذارد، باید نخستین اصل دینی و انسانی را بپذیرد: ایمان اجباری، ایمان نیست. عبادتی که زیر تهدید انجام شود، آزادی مذهبی نیست. و حکومتی که برای حفظ قدرت خود به سراغ اعتقاد انسان‌ها می‌رود، در واقع مرز میان حکومت و وجدان انسانی را شکسته است.

صدرا مجیب یزدانی

Sadra  Mojib yazdani


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مجتبی خامنه‌ای؛ پسر غایب، رهبر غایب و پرسشی که سپاه نمی‌تواند برای همیشه پنهان کند

  مجتبی خامنه‌ای؛ پسر غایب، رهبر غایب و پرسشی که سپاه نمی‌تواند برای همیشه پنهان کند مجتبی خامنه‌ای امروز نامی است که در رأس ساختار رسمی جمه...