google-site-verification: google15269942918ec366.html راه آزادی: مجتبی خامنه‌ای؛ پسر غایب، رهبر غایب و پرسشی که سپاه نمی‌تواند برای همیشه پنهان کند

۱۴۰۵ شهریور ۲, دوشنبه

مجتبی خامنه‌ای؛ پسر غایب، رهبر غایب و پرسشی که سپاه نمی‌تواند برای همیشه پنهان کند

 


مجتبی خامنه‌ای؛ پسر غایب، رهبر غایب و پرسشی که سپاه نمی‌تواند برای همیشه پنهان کند

مجتبی خامنه‌ای امروز نامی است که در رأس ساختار رسمی جمهوری اسلامی قرار گرفته، اما هم‌زمان یکی از غایب‌ترین رهبران سیاسی جهان است. این تناقض، موضوعی نیست که بتوان با تبلیغات حکومتی از کنار آن عبور کرد. رویترز در مارس ۲۰۲۶ گزارش کرد که مجتبی خامنه‌ای پس از انتخاب به رهبری نه در برابر مردم ایران ظاهر شده بود و نه پیام عمومی مستقیمی منتشر کرده بود. در آوریل نیز رویترز به نقل از سه منبع نزدیک به حلقه داخلی او گزارش کرد که مجتبی در حمله‌ای که به کشته شدن پدرش انجامید، دچار جراحات شدید و تغییرشکل‌دهنده در صورت و پاها شده است. در اوت نیز رویترز گزارش داد که او همچنان حضور عمومی بسیار محدودی داشته و حتی مقام‌های حکومتی درباره وضعیت ارتباط و دسترسی به او روایت‌های متفاوتی ارائه کرده‌اند. در همان گزارش، یک مقام بسیج وعده انتشار تصاویر و مستنداتی از حضور او در میان مردم و دیدار با فرماندهان نظامی را داده بود؛ وعده‌ای که خود نشان می‌دهد موضوع غیبت و وضعیت جسمانی او به یک مسئله جدی سیاسی تبدیل شده است. اما در این میان، شایعات بسیار گسترده‌تری نیز در فضای مجازی منتشر شده است؛ از ادعای مرگ او گرفته تا ادعای جراحات بسیار شدید و حتی قطع اندام و زنده ماندن با تجهیزات پزشکی. تا این لحظه، برای این جزئیات افراطی سند مستقل و قابل اتکایی پیدا نشده است و تبدیل کردن آن‌ها به «واقعیت» کاری غیرمسئولانه خواهد بود. اما حتی بدون پذیرش این شایعات، یک سؤال سیاسی کاملاً مشروع باقی می‌ماند: چرا رهبر کشوری با ده‌ها شبکه تلویزیونی، رسانه رسمی، دستگاه تبلیغاتی، نیروی امنیتی و امکانات گسترده، ماه‌هاست نتوانسته یا نخواسته است حضور عمومی روشن و قابل راستی‌آزمایی رهبر خود را به مردم نشان دهد؟ اینجا دقیقاً همان نقطه‌ای است که نقش سپاه و ساختار امنیتی اهمیت پیدا می‌کند. اگر قدرت واقعی در اختیار شبکه‌ای از فرماندهان نظامی و امنیتی باشد، وجود نام «خامنه‌ای» در رأس حکومت می‌تواند از نظر سیاسی ارزش بسیار زیادی داشته باشد. نام خانوادگی خامنه‌ای برای بخشی از ساختار جمهوری اسلامی نماد تداوم است؛ نماد اینکه پس از مرگ رهبر قبلی، نظام فرو نریخته و قدرت همچنان ادامه دارد. بنابراین این احتمال سیاسی را نمی‌توان نادیده گرفت که حفظ عنوان و جایگاه مجتبی برای بخشی از ساختار قدرت، فراتر از شخص او اهمیت داشته باشد. اما باید میان «احتمال» و «اثبات» تفاوت گذاشت. نمی‌توان بدون سند گفت سپاه او را به‌عنوان یک رهبر صوری زنده نگه داشته است؛ اما می‌توان با صراحت پرسید که چرا مردم باید تصمیم‌های حکومت را به نام فردی بپذیرند که حضور عمومی او این‌چنین محدود و وضعیت جسمانی‌اش تا این اندازه مبهم است؟ اگر مجتبی واقعاً رهبر فعال جمهوری اسلامی است، مردم حق دارند او را ببینند، صدایش را بشنوند و بدانند چه کسی درباره جنگ، اقتصاد، سرکوب، اعدام و آینده کشور تصمیم می‌گیرد. اگر او به دلیل جراحات شدید امکان حضور عمومی ندارد، حکومت باید شفافانه وضعیت او را توضیح دهد. اگر او قادر به اداره کشور است، باید نشانه‌های روشن و قابل راستی‌آزمایی از این اداره وجود داشته باشد. و اگر فرد دیگری در عمل تصمیم‌گیرنده است، مردم حق دارند بدانند چه کسی کشور را اداره می‌کند. بدترین حالت برای یک جامعه، حکومت کردن در تاریکی است؛ زمانی که عنوان رسمی یک چیز است، قدرت واقعی چیز دیگری و اطلاعاتی که مردم دریافت می‌کنند چیزی میان این دو. جمهوری اسلامی نمی‌تواند از مردم انتظار اعتماد داشته باشد و هم‌زمان اطلاعات اساسی درباره رأس قدرت را در ابهام نگه دارد. مجتبی خامنه‌ای دیگر نمی‌تواند پشت سایه پدر پنهان بماند. اگر واقعاً رهبر ایران است، باید مسئولیت کامل تصمیم‌های حکومت را بپذیرد و در برابر جامعه پاسخگو باشد. اگر نیست، حکومت باید حقیقت را بگوید. و اگر سپاه یا شبکه‌ای از فرماندهان نظامی و امنیتی در پشت نام او قدرت واقعی را در اختیار گرفته‌اند، این نیز باید برای مردم روشن شود. مسئله امروز فقط این نیست که مجتبی خامنه‌ای زنده است یا چه میزان آسیب دیده است؛ مسئله بزرگ‌تر این است که چه کسی واقعاً بر ایران حکومت می‌کند؟ ملتی که ده‌ها سال هزینه سیاست‌های جمهوری اسلامی را پرداخته است، حق دارد پاسخ این سؤال را بدون سانسور، بدون تبلیغات و بدون دروغ بداند. پنهان کردن حقیقت شاید برای مدتی حکومت را سرپا نگه دارد، اما نمی‌تواند برای همیشه اعتماد مردم را بازسازی کند. نام «خامنه‌ای» ممکن است برای مدتی نماد تداوم قدرت باشد، اما هیچ نام خانوادگی‌ای نمی‌تواند جای مشروعیت مردمی را بگیرد. اگر حکومت ایران می‌خواهد ثابت کند که مجتبی خامنه‌ای واقعاً رهبر و تصمیم‌گیرنده کشور است، راه ساده است: شفافیت، حضور، پاسخگویی و پذیرش مسئولیت. در غیر این صورت، پرسش درباره «رهبر غایب» از یک شایعه اینترنتی فراتر خواهد رفت و به یکی از جدی‌ترین پرسش‌های سیاسی درباره ساختار واقعی قدرت در جمهوری اسلامی تبدیل خواهد شد.

صدرا مجیب یزدانی

Sadra  Mojib yazdani


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مجتبی خامنه‌ای؛ پسر غایب، رهبر غایب و پرسشی که سپاه نمی‌تواند برای همیشه پنهان کند

  مجتبی خامنه‌ای؛ پسر غایب، رهبر غایب و پرسشی که سپاه نمی‌تواند برای همیشه پنهان کند مجتبی خامنه‌ای امروز نامی است که در رأس ساختار رسمی جمه...