سقوط ریال؛ پول ملی قربانی سیاستهای حکومتی
ریال ایران دیگر فقط یک واحد پولی نیست؛ ریال به نماد فروپاشی اعتماد اقتصادی تبدیل شده است. سقوط ارزش پول ملی، زندگی میلیونها ایرانی را مستقیماً تحت تأثیر قرار داده و قدرت خرید مردم را بهشدت کاهش داده است. در آوریل ۲۰۲۶، رویترز گزارش کرد که ریال به رکورد حدود یک میلیون و ۸۱۰ هزار ریال در برابر یک دلار سقوط کرده و تورم ۶۵.۸ درصد گزارش شده است. اما بحران در همانجا متوقف نشد. در اوت ۲۰۲۶، رویترز گزارش داد که ریال دوباره به رکوردهای جدید سقوط کرده و حدود ۲۵ درصد پایینتر از سطح ژانویه قرار گرفته است. حکومت جمهوری اسلامی سالهاست تلاش میکند بخش بزرگی از مشکلات اقتصادی را به تحریمها و فشار خارجی نسبت دهد. تحریمها بدون تردید بر اقتصاد ایران اثر گذاشتهاند، اما این توضیح بهتنهایی پاسخگوی همه واقعیت نیست. سؤال اساسی این است که چرا اقتصاد کشوری با چنین منابع عظیم نفت و گاز، نیروی انسانی متخصص، موقعیت جغرافیایی ممتاز و بازار بزرگ داخلی، تا این اندازه شکننده شده است؟ چرا ارزش پول ملی چنین سقوطی کرده است؟ چرا تورم به یکی از مشکلات دائمی جامعه تبدیل شده است؟ چرا سرمایه از کشور خارج میشود؟ چرا جوان ایرانی آینده خود را در مهاجرت میبیند؟ چرا تولیدکننده نمیتواند برای چند ماه آینده قیمت مواد اولیه را پیشبینی کند؟ سیاست اقتصادی جمهوری اسلامی طی دههها با فساد، انحصار، دخالت نهادهای نظامی و امنیتی، عدم شفافیت و تصمیمهای بیثبات روبهرو بوده است. نتیجه آن اقتصادی است که هر بحران خارجی میتواند آن را یک قدم دیگر به سمت فروپاشی ببرد. ریال وقتی سقوط میکند، فقط قیمت دلار بالا نمیرود؛ ارزش دستمزد انسان سقوط میکند. کارگری که حقوقش به ریال پرداخت میشود، هر روز بخشی از قدرت خرید خود را از دست میدهد. خانوادهای که سالها پسانداز کرده، میبیند ارزش پساندازش در برابر تورم آب شده است. جوانی که قصد ازدواج یا خرید خانه دارد، با عددهایی مواجه میشود که هر ماه تغییر میکنند. جمهوری اسلامی از «اقتصاد مقاومتی» سخن گفت، اما مردم امروز با اقتصادی روبهرو هستند که ارزش پول ملیاش به پایینترین سطوح تاریخی رسیده است. این تناقض را نمیتوان با شعار پنهان کرد. حکومت میتواند آمریکا را مقصر معرفی کند، میتواند اسرائیل را مقصر معرفی کند و میتواند تحریم را عامل همه مشکلات معرفی کند؛ اما مسئولیت اداره کشور همچنان بر عهده حکومت است. اگر تحریم وجود دارد، حکومت باید اقتصادی بسازد که در برابر آن مقاوم باشد. اگر جنگ وجود دارد، حکومت باید از پیش برای حفظ معیشت مردم برنامه داشته باشد. اگر درآمد نفت کاهش یافته، باید منابع کشور به شکل شفاف و عقلانی مدیریت شود. سقوط ریال در نهایت فقط شکست یک سیاست پولی نیست؛ شکست اعتماد است. وقتی مردم به پول کشور خود اعتماد نداشته باشند، وقتی ترجیح دهند دارایی خود را به ارز، طلا یا ملک تبدیل کنند، یعنی اعتماد به آینده اقتصادی کشور از بین رفته است. و حکومتی که اعتماد اقتصادی مردم را از دست بدهد، با بحران بسیار بزرگتری از سقوط یک نرخ ارز روبهرو خواهد شد.
صدرا مجیب یزدانی
Sadra Mojib yazdani

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر