از ۱۸ و ۱۹ دی تا طناب دار؛ جمهوری اسلامی پاسخ اعتراض را با اعدام میدهد
اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ را نمیتوان صرفاً یک حادثه گذرا در تاریخ جمهوری اسلامی دانست. آن اعتراضات محصول سالها فشار اقتصادی، سقوط قدرت خرید، فساد، تبعیض، سرکوب سیاسی و مذهبی و بیاعتمادی عمیق جامعه به ساختار حاکم بود. مردم به خیابان آمدند تا صدای اعتراض خود را به حکومتی برسانند که سالهاست مشکلات واقعی جامعه را نادیده گرفته و هر مطالبه اجتماعی را با عینک امنیتی نگاه کرده است. اما پاسخ حکومت چه بود؟ سرکوب، بازداشت، پروندهسازی و در نهایت صدور احکام سنگین و اعدام. سازمان ملل متحد در ژانویه ۲۰۲۶ درباره سرکوب خشونتآمیز اعتراضات در ایران هشدار داد و خواستار پایان فوری خشونت علیه معترضان شد. چند ماه بعد نیز کارشناسان سازمان ملل درباره صدور احکام اعدام برای ۱۲ جوان در ارتباط با اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶ هشدار دادند و خواستار لغو این احکام شدند. اینجا باید پرسید حکومتی که خود را نماینده مردم میداند، چرا در برابر اعتراض مردم از طناب دار استفاده میکند؟ اعدام یک معترض مشکل اقتصادی کشور را حل نمیکند؛ قیمت نان را پایین نمیآورد؛ ارزش ریال را بالا نمیبرد؛ شغل ایجاد نمیکند و اعتماد ازدسترفته مردم را بازنمیگرداند. اعدام تنها یک کار انجام میدهد: ایجاد ترس. جمهوری اسلامی میخواهد با اعدام یک انسان، به میلیونها انسان دیگر پیام بدهد که اعتراض هزینه دارد. اما مشکل اساسی حکومت این است که نمیتوان با اعدام، علت اعتراض را اعدام کرد. نمیتوان فقر را به دار آویخت. نمیتوان تورم را زندانی کرد. نمیتوان بیکاری را شکنجه کرد. نمیتوان خشم یک نسل را با حکم دادگاه از بین برد. در حقیقت، هر اعدام سیاسی یک اعتراف غیرمستقیم به شکست گفتوگو و سیاست است. حکومتی که برای پاسخ به اعتراض اقتصادی، دادگاه امنیتی تشکیل میدهد، نشان میدهد که حاضر نیست ریشه بحران را ببیند. اگر جوان ایرانی از گرسنگی، بیکاری، بیآیندگی و سقوط ارزش پول اعتراض میکند، پاسخ منطقی حکومت باید اصلاح سیاستهای اقتصادی و شنیدن صدای جامعه باشد، نه پرونده امنیتی و حکم مرگ. جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته بارها تصور کرده است که با سرکوب میتواند اعتراضات را برای همیشه خاموش کند؛ اما هر موج سرکوب فقط فاصله حکومت و جامعه را بیشتر کرده است. اعتراضات دیماه نیز در خلأ به وجود نیامدند. پشت آنها سالها نارضایتی انباشته وجود داشت. امروز نیز پس از آن سرکوبها، بحران اقتصادی و اجتماعی نهتنها پایان نیافته بلکه عمیقتر شده است. اعدام نمیتواند مشروعیت تولید کند. حکومتی که برای حفظ قدرت مجبور است مخالف خود را بکشد، باید پیش از هر چیز از خود بپرسد چرا قادر به متقاعد کردن مردم نیست. تاریخ نشان داده است که حکومتها ممکن است مدتی با ترس حکومت کنند، اما ترس جایگزین رضایت عمومی نمیشود. طناب دار شاید بتواند صدای یک انسان را خاموش کند، اما نمیتواند صدای جامعهای را که دلیل اعتراض خود را میداند برای همیشه خاموش کند.
صدرا مجیب یزدانی
Sadra Mojib yazdani

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر