google-site-verification: google15269942918ec366.html راه آزادی: سفره‌های کوچک‌تر، جیب‌های خالی‌تر؛ اقتصاد ایران در گرداب تورم، فقر و نااطمینانی

۱۴۰۵ مرداد ۶, سه‌شنبه

سفره‌های کوچک‌تر، جیب‌های خالی‌تر؛ اقتصاد ایران در گرداب تورم، فقر و نااطمینانی


 

سفره‌های کوچک‌تر، جیب‌های خالی‌تر؛ اقتصاد ایران در گرداب تورم، فقر و نااطمینانی


اقتصاد، مهم‌ترین معیار سنجش کارآمدی هر حکومت است. شهروندان ممکن است درباره سیاست، فرهنگ یا روابط خارجی دیدگاه‌های متفاوتی داشته باشند، اما در یک موضوع تقریباً همگی اتفاق نظر دارند؛ اینکه زندگی باید هر روز بهتر شود، نه دشوارتر.

سال‌هاست که بسیاری از خانواده‌های ایرانی با تورم، کاهش قدرت خرید، افزایش هزینه‌های مسکن، درمان، آموزش و مواد غذایی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در این میان، اقتصاددانان دلایل مختلفی از جمله تحریم‌ها، مشکلات ساختاری، فساد، سوءمدیریت، کسری بودجه، نوسانات ارزی و کاهش سرمایه‌گذاری را در شکل‌گیری این وضعیت مؤثر می‌دانند.

پرسش اصلی اینجاست: چگونه کشوری با منابع عظیم نفت، گاز، معادن، نیروی انسانی متخصص و موقعیت جغرافیایی ممتاز، همچنان با بحران معیشت روبه‌رو است؟


وقتی تورم، مهمان دائمی خانه‌های مردم می‌شود

تورم تنها افزایش قیمت‌ها نیست؛ بلکه کاهش ارزش درآمد مردم است.

کارمندی که سال گذشته با حقوق خود می‌توانست هزینه‌های خانواده را تأمین کند، امروز برای همان کالاها باید چند برابر هزینه بپردازد.

بازنشسته‌ای که سال‌ها کار کرده، اکنون نگران هزینه دارو و درمان است.

جوانی که رؤیای خرید خانه داشت، حالا حتی توان پرداخت اجاره را به سختی دارد.

تورم، آرام و بی‌صدا، کیفیت زندگی را کاهش می‌دهد.


سقوط قدرت خرید؛ واقعیتی که مردم هر روز لمس می‌کنند

اقتصاد تنها با آمار سنجیده نمی‌شود.

واقعیت را می‌توان در بازار، نانوایی، داروخانه، سوپرمارکت و بنگاه‌های مسکن مشاهده کرد.

وقتی خانواده‌ای ناچار می‌شود گوشت، لبنیات، میوه یا حتی برخی نیازهای درمانی را از سبد مصرف خود حذف کند، بحران اقتصادی دیگر یک مفهوم دانشگاهی نیست؛ بلکه بخشی از زندگی روزمره مردم شده است.


طبقه متوسط؛ قربانی خاموش بحران اقتصادی

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های مشکلات اقتصادی، کوچک شدن طبقه متوسط است.

طبقه‌ای که موتور توسعه هر کشور محسوب می‌شود.

معلمان…

پرستاران…

کارمندان…

کارگران ماهر…

مهندسان…

و صاحبان کسب‌وکارهای کوچک.

هرچه فشار اقتصادی بیشتر می‌شود، فاصله میان درآمد و هزینه نیز افزایش می‌یابد.


جوانانی که آینده را دورتر از همیشه می‌بینند

جوان ایرانی امروز با پرسش‌های بزرگی روبه‌رو است.

آیا می‌تواند شغل مناسب پیدا کند؟

آیا قادر خواهد بود خانه بخرد؟

آیا می‌تواند خانواده تشکیل دهد؟

آیا امیدی به بهبود شرایط اقتصادی وجود دارد؟

وقتی پاسخ این پرسش‌ها مبهم باشد، ناامیدی، مهاجرت و کاهش انگیزه برای سرمایه‌گذاری در آینده نیز افزایش می‌یابد.


فساد؛ زخمی که اقتصاد را عمیق‌تر می‌کند

در هر اقتصادی، فساد اعتماد عمومی را از بین می‌برد.

وقتی مردم احساس کنند قانون برای همه یکسان اجرا نمی‌شود، سرمایه اجتماعی نیز آسیب می‌بیند.

منتقدان سال‌هاست خواستار شفافیت بیشتر، مبارزه مؤثر با فساد، پاسخگویی نهادهای عمومی و نظارت مستقل بر هزینه‌کرد منابع کشور هستند.

اقتصادی که شفاف نباشد، سرمایه‌گذار را نیز فراری می‌دهد.


فاصله میان مردم و مسئولان

در بسیاری از خانواده‌ها، دغدغه اصلی پرداخت اجاره، هزینه درمان، شهریه دانشگاه یا خرید مایحتاج روزانه است.

در چنین شرایطی، انتظار طبیعی جامعه این است که تصمیم‌گیران، بهبود معیشت را در اولویت قرار دهند.

مردم بیش از هر چیز، نتیجه سیاست‌ها را در زندگی خود قضاوت می‌کنند؛ نه در سخنرانی‌ها.


خطاب به مسئولان جمهوری اسلامی

اعتماد عمومی، سرمایه‌ای است که با شعار به دست نمی‌آید.

اگر مردم هر روز فقیرتر شوند، اگر جوانان آینده‌ای روشن نبینند، اگر تولیدکننده با نااطمینانی روبه‌رو باشد و اگر ارزش پول ملی پیوسته کاهش یابد، طبیعی است که جامعه نسبت به کارآمدی سیاست‌های اقتصادی پرسش‌های جدی مطرح کند.

حکمرانی موفق زمانی معنا پیدا می‌کند که شهروندان اثر آن را بر سفره، شغل و آینده خود احساس کنند.


آیا هنوز فرصت اصلاح وجود دارد؟

هیچ بحرانی همیشگی نیست، اگر اراده‌ای برای اصلاح وجود داشته باشد.

شفافیت اقتصادی…

مبارزه مؤثر با فساد…

تقویت بخش خصوصی…

حمایت از تولید…

ثبات در سیاست‌گذاری…

بهبود روابط اقتصادی با جهان…

و اعتماد به توان مردم، از جمله عواملی هستند که بسیاری از کارشناسان برای خروج از بحران بر آنها تأکید می‌کنند.

اما تحقق این اهداف، نیازمند تصمیم‌های دشوار، پاسخگویی و پذیرش مسئولیت است.


اقتصاد تنها مجموعه‌ای از اعداد و نمودارها نیست؛ اقتصاد، زندگی مردم است.

هر افزایش قیمت، ممکن است به معنای حذف یک وعده غذایی از سفره خانواده‌ای باشد.

هر کاهش ارزش پول ملی، می‌تواند رؤیای خرید خانه، ادامه تحصیل یا راه‌اندازی یک کسب‌وکار را دورتر کند.

ایران کشوری با ظرفیت‌های فراوان است؛ اما این ظرفیت‌ها زمانی به رفاه عمومی تبدیل خواهند شد که سیاست‌های اقتصادی، شفاف، پاسخگو، مبتنی بر قانون و در خدمت منافع شهروندان باشند.

در نهایت، هیچ حکومتی با آمار و شعار قضاوت نمی‌شود؛ بلکه با کیفیت زندگی مردمی که زیر سایه آن زندگی می‌کنند، سنجیده خواهد شد.

صدرا مجیب یزدانی 

Sadra Mojib Yazdani 


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

چهار دهه حکومت؛ فساد، سوءمدیریت و نقض حقوق بشر از نگاه منتقدان و پرسش‌هایی که همچنان باقی مانده‌اند

  چهار دهه حکومت؛ فساد، سوءمدیریت و نقض حقوق بشر از نگاه منتقدان و پرسش‌هایی که همچنان باقی مانده‌اند هر حکومتی در نهایت با یک معیار سنجیده ...