google-site-verification: google15269942918ec366.html راه آزادی

۱۴۰۲ بهمن ۱۵, یکشنبه

تابوی حکومتی؛ تصویر بهاییان در سینما و تلویزیون جمهوری اسلامی

 واژه «بهایی»، یکی از ممنوع‌ترین کلمات در سینمای ایران است. این گزارش، مروری دارد به تصویر بهاییان در  سینما و تلویزیون جمهوری اسلامی در ۴۵ سال گذشته.

***

جمهوری اسلامی از ابتدای تاسیس، با عدم به رسمیت شناختن دین بهایی در قانون اساسی ایران، حذف بزرگترین اقلیت دینی کشور را آغاز کرد. حاکمیت ایران در چند دهه گذشته به‌زعم خود سعی کرده با تحت فشار و آزار قرار دادن بهاییان، این بخش از جامعه ایرانی را به نابودی بکشاند. 

جعل مطالب دروغین علیه شهروندان بهایی، یکی از ترفندهای جمهوری اسلامی برای به انزوا کشیدن جامعه بهایی ایران بوده است. حکومت ایران در این سال‌ها با استفاده از کلیه رسانه‌های داخلی و وابسته، نظیر کتاب‌های تاریخ مدارس، مطبوعات، کتب منتشره، برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، به‌طور پی‌در‌پی و مستمر، جامعه را با اخبار و مطالب خلاف واقع علیه بهاییان بمباران اطلاعاتی کرده است. 

در مقابل، نه‌تنها به بهاییان اجازه استفاده از رسانه برای پاسخگویی به اتهامات وارده در وطن خودشان را نداده‌اند، بلکه رسانه‌های داخلی را هم از درج اخبار نقض حقوق بهاییان یا تحقیق در مورد صحت مطالب مربوط به ایشان، منع کرده است. 

بهاییان در سینمای جمهوری اسلامی

وضعیت سینما با رسانه‌های داخلی دیگر متفاوت بود. حدود یک دهه پس از وقوع انقلاب اسلامی، سینمای مستقل ایران با فیلم‌سازانی نظیر «عباس کیارستمی» و «امیر نادری»، به چهره جهانی تبدیل شد.

 این سینما فارغ از هر نوع سمت‌گیری سیاسی، به نشان دادن زندگی واقعی مردم ایران می‌پرداخت. بسیاری از مردم جهان، ایران را از تصاویر همین فیلم‌ها می‌شناختند. هرچند آثار تولید شده در این سینما همواره از طرف مسوولین به سیاه‌نمایی متهم می‌شدند، ولی مردم جهان تصاویر این آثار بر پرده سینما را بازتاب زندگی مردم ایران می‌دانستند. 

در این سینما، جایی برای پرداختن به موضوع بهاییان یا حتی کاراکتر بهایی در فیلمنامه نبود، زیرا هرگونه تصویرسازی غیرواقعی و دروغین از بهاییان، می‌توانست ژست حقوق‌بشری جمهوری اسلامی را در جهان مخدوش کند. به‌خصوص آنکه بهاییان در همه‌ کشورهای دنیا پراکنده و برای جهانیان شناخته شده بودند. همچنین به‌عنوان یکی از ادیان و مذاهب رسمی، در کنار نمایندگان ادیان دیگر مانند اسلام و مسیحیت، در سازمان ملل متحد نماینده داشتند. 

از طرف دیگر، نمایش واقعیت بهاییان در سینمای ایران، صرف هزینه و تبلیغات ضدبهایی حکومت را زیر سوال می‌بُرد. تبلیغاتی که بهاییان را جاسوس، ضد‌ایران و گمراه معرفی می‌کرد. پس، واژه «بهایی» به ممنوع‌ترین کلمه در سینمای ایران تبدیل شد و از خط قرمز سینمای جمهوری اسلامی محسوب می‌شود.  

حتی ساختن فیلمی یا نام بردن از شهدای بهایی جنگ در یک فیلم، جزو ممنوعیت‌های کار در سینمای ایران به حساب می‌آید. «محمدعلی باشه آهنگر»، کارگردان فیلم «سرو زیر آب»، در نشست رسانه‌ای جشنواره فیلم فجر به وضوح می‌گوید که در سینمای ایران نمی‌‌شود در مورد شهدای بهایی فیلم ساخت. قابل ذکر است که «ایران‌وایر» پیش‌تر دست‌کم هجده تن از شهدای بهایی جنگ را طی مطالبی معرفی کرده است.

محدودیت در سینمای ایران به حدی است که حتی اشاره‌ای غیرمستقیم به بهاییان هم در فیلم‌ها ممنوع است. «محمد رسول‌اُف»، در فیلم «لِرد»، برنده جایزه «نوعی نگاه» جشنواره کن، برای نخستین بار در سینمای ایران، تصویری را از فشارهای وارده بر بهاییان -هر چند کوتاه و ناقص- بدون نام بردن از واژه بهایی به نمایش گذاشت.

در سکانسی از فیلم متوجه می‌شویم که کودکی بهایی به‌دلیل اعتقادات مذهبی از مدرسه روستا اخراج می‌شود. پس از مدتی کوتاه، این کودک خودکشی می‌کند، ولی به خانواده‌ او اجازه دفن فرزندشان را در گورستان روستا نمی‌دهند.

همین سکانس کوتاه موجب شد که کارگردان به دفاع از بهاییان متهم شود. رسول‌اف پس از چند جلسه بازجویی، محاکمه و زندانی شد. 

تنها فیلمی که پس از انقلاب اسلامی از بهاییان نام برده، فیلم «محیا» ساخته «اکبر خواجویی»، تولید سال ۱۳۸۶ است. در سکانسی از فیلم، «شهاب حسینی» (بازیگر فیلم) پس از اینکه «الهام حمیدی» (بازیگر دیگر فیلم) به خواستگاری او بدون دلیل پاسخ رد می‌دهد، می‌گوید: «مسیحی، کلیمی، گبر یا بهایی که نیستی؟»

دیالوگ بالا به این نکته اشاره دارد که در‌صورتی‌که یکی از اینان باشی، نمی‌توانی یا نباید با فرد مسلمان ازدواج کنی.

بهاییان در تلویزیون جمهوری اسلامی

سیمای جمهوری اسلامی مانند سایر رسانه‌های وابسته‌ داخلی، با تهیه و پخش مستندها یا میزگردهایی، هدف نظام، یعنی نفرت پراکنی علیه بهاییان را دنبال کرده است. این برنامه‌ها عمدتا به‌شکلی جانبدارانه و یک طرفه ساخته شده‌ و بهاییان اجازه اظهارنظر در برابر تهمت‌های وارده در برنامه را نداشته‌اند.   

صدا‌وسیما حتی یک قسمت از پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیون به نام «ماه عسل» با اجرا «علی ضیا» را در یکی از بهترین زمان‌های پخش، یعنی پیش از افطار غروب روز جمعه ۲۷مرداد۱۳۹۱، به این موضوع اختصاص داد. 

همچنین در سال‌های، اخیر تلویزیون دولتی ایران جعل تاریخ را به هدف نفرت‌پراکنی و دشمن‌سازی علیه هموطنان بهایی در برخی سریال‌های تاریخی مانند «معمای شاه» ادامه داده است. 

آخرین نمونه از حمله رسانه‌ای به بهاییان، در فصل دوم سریال در حال پخش «سرزمین مادری»، ساخته «کمال تبریزی» قابل مشاهده است. در یکی از  سکانس‌های فیلم، رهی (شهاب حسینی) با یونیفرم سربازی سر زده به مراسم عروسی شاپرک (نیکی کریمی) می‌‌رود و با فریاد به او هشدار می‌دهد: «شاپرک، من فقط ازت یک سوال دارم می‌فهمی داری چیکار می‌کنی؟ تو داری با یک خانواده بهایی وصلت می‌کنی، می‌فهمی؟» در همان حال، ماموران به او می‌رسند و او را با ضربه‌ای از پشت نقش زمین می‌کنند. 

پخش سریال سرزمین مادری، نخستین بار در سال ۱۳۹۲ آغاز شد، اما پس از پخش ۴ قسمت به‌دلیل توهین و تحریف تاریخ لرهای بختیاری، با موج اعتراضات در مناطق لرنشین مواجه شد. بعد از این اعتراضات، پخش ادامه قسمت‌های سرزمین کهن متوقف شد تا در برخی صحنه‌ها و دیالوگ‌ها اصلاحات انجام شود که بر این اساس، برخی از صحنه‌های مجموعه دوباره فیلم‌برداری شد.

پخش سریال پس از ده سال، از مهر۱۴۰۲ دوباره آغاز شد.

پخش سریال سرزمین مادری به‌دلیل توهین و تحریف تاریخ مردم لر متوقف شد و صحنه‌های مرتبط با موضوع مزبور حذف و اصلاح شدند، ولی تحریف و توهین به بخش دیگری از مردم این سرزمین یعنی بهاییان، اجازه پخش پیدا می‌کند؛ حتی فصل دوم سریال که تحریف تاریخی علیه بهاییان صورت می‌گیرد، بلافاصله بعد از پایان فصل و بدون اطلاع سازنده‌اش پخش می‌شود.

بهاییان ایران در فیلم‌های خارج از کشور  

جمهوری اسلامی سال‌ها تلاش کرد تا با تحریف اخبار و جعل مطالب غیرواقع علیه بهاییان، سرکوب این اقلیت دینی را در میهن‌شان از چشم جهانیان پنهان کند، ولی فیلم‌سازان مستقل در خارج از کشور با ساختن آثار مستند، به بازگویی واقعیت در مورد بهاییان ایران پرداختند. 

چندین فیلم مستند در مورد وضعیت بهاییان در ایران ساخته شده که در ادامه، به معرفی چند نمونه از این آثار خواهیم پرداخت.

تابوی ایرانی؛ رضا علامه‌زاده

«رضا علامه‌زاده»، کارگردان، مستند‌ساز و نویسنده ساکن هلند است. «تابوی ایرانی»، نخستین فیلم در مورد آزار‌و‌اذیت بهاییان در ایران است. بخش‌هایی از فیلم شامل تصاویر فرستاده شده توسط بهاییان از ایران است. یکی از موضوعات مرکزی فیلم، مهاجرت اجباری بهاییان از ایران است. علامه‌زاده در انتهای فیلم می‌گوید که دلیل فشارهای حکومت ایران به بهاییان این است تا آنان را مجبور به ترک وطن خود کنند. 

باغبان؛‌ محسن مخملباف

«محسن مخملباف»، نویسنده و کارگردان صاحب‌نام پس از انقلاب اسلامی است. در ابتدا، مخملباف به‌عنوان پدیده سینمای انقلاب شناخته می‌شد، اما کم‌کم با تغییر طرز تفکر و اندیشه، مورد بی‌مهری مسوولان قرار گرفت. او در سال ۱۳۸۴ از کشور خارج شد و به فیلم‌سازی در خارج از کشور ادامه داد. 

مخملباف فیلم باغبان را در سال ۱۳۹۱ ساخت. این فیلم، داستان یک فیلمساز ایرانی به‌همراه پسرش است که برای تحقیق در مورد آیین بهایی، به حیفا می‌روند. آنان کنجکاو هستند تا درباره این آیین که پیشینه ایرانی دارد، بیشتر بدانند. باغبان، یک اثر شاعرانه است که بدون محدودیت‌های جمهوری اسلامی برای نخستین بار به‌طور بی‌طرفانه، یک آیین ایرانی را به تصویر می‌کشد. 

شمعی روشن کن؛ مازیار بهاری

«مازیار بهاری»، فیلمساز و روزنامه‌نگار ساکن بریتانیا است. او سال‌ها گزارشگر هفته‌نامه «نیوزویک» بود. بهاری پس از وقایع انتخابات ریاست‌جمهوری به مدت ۱۱۸ روز در ایران بازداشت بود. 

شمعی روشن کن، «تاریخ زندگی اجتماعی بهاییان را از ابتدا تاکنون روایت می‌کند. قصه شکنجه‌های آن‌ها در زمان قاجار، گوشه‌و‌کنایه‌های مردم عادی که در زمان پهلوی مرید روحانیون بودند و روزگار آن‌ها پس از انقلاب ۱۳۵۷. از زمان انقلاب اسلامی تا امروز، بهاییان شهروندان درجه دوم جمهوری اسلامی محسوب می‌شوند و از حق استخدام و آموزش دانشگاهی محروم شده‌اند.

راوی اتفاقات سی و چند سال اخیر، فرزندان، خواهران و برادران قربانیان هستند. آن‌هایی که جلوی دوربین بغض خود را فرو می‌خورند و تعریف می‌کنند.»

سال‌های ترس؛ امین ضرغام

«امین ضرغام»، مستندساز ساکن کانادا است. او فارغ‌التحصیل مدرسه عالی سینما و تلویزیون است و سابقه دستیاری کارگردان معروف سینمای ایران نظیر «فریدون رهنما» و «پرویز کیمیاوی» را دارد. 

امین ضرغام خودش بهایی است و سال‌های ترس، روایتگر دوران کودکی تا جوانی، یا به تعبیری، سال‌های ترس او در ایران است. ترس‌هایی که همه‌  بهاییان در ایران با آن روبه‌رو هستند و همچنان ادامه دارد. 

۱۴۰۲ دی ۲۷, چهارشنبه

تفتیش منازل تعدادی از بهاییان تبریز


 در پی تشدید آزار و فشار بر شهروندان بهایی، ماموران وزارت اطلاعات در تبریز منازل تعدادی از شهروندان بهایی را در روز سه شنبه ۱۹دی۱۴۰۲ مورد تفتیش قرار دادند.

بنا به گزارش رسیده به «ایران‌وایر»، ماموران اداره اطلاعات تبریز در یک اقدام هم‌زمان منازل حداقل شش خانواده بهایی را در روز سه شنبه بازرسی کردند. در این عملیات، کتب و عکس‌های مذهبی هم‌چنین تعدادی از وسایل شخصی مانند کامپیوترها و موبایل‌های ساکنین منازل توسط ماموران اداره اطلاعات ضبط شد.

از اتهام و دلیل بازرسی منازل هیچ اطلاعی در دست نیست هم‌چنین ماموران خانواده‌ها را از خبررسانی برحذر داشته‌اند.

تفتیش بازداشت منازل بهاییان در تبریز با هیچ بازداشت و احضاری همراه نبوده است.

قابل ذکر است در چند ماه گذشته، ماموران وزارت اطلاعات با همین روش (هم‌زمان و سراسری) منازل بهاییان را در شهرهای یزد، همدان، اصفهان و قائمشهر تفتیش کرده‌ و بعضی وسایل شخصی ساکنین منزل و وسایل مربوط به آیین بهایی را توقیف کرده و با خود بردند. 

محکومیت یک مادر بهایی و دو فرزندش در بجنورد


 دادگاه انقلاب بجنورد، شعله شهیدی و دو فرزندش به نام‌های شایان و فاران ثنائی را به زندان، جریمه نقدی و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرد.

طبق گزارش رسیده، شعبه یک دادگاه انقلاب بجنورد فاران ثنائی را به دو سال و شش ماه حبس و ۵۰ میلیون تومان جریمه نقدی، شایان ثنائی را به دو سال و دو ماه حبس و ۵۰ میلیون تومان جریمه نقدی، و شعله شهیدی را به پرداخت ۵۰ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم کرد.

هم‌چنین بر اساس حکم صادره، این سه شهروند بهایی هر کدام به مدت ده سال از حقوق اجتماعی محروم شده‌اند.  

مشخص نیست مجازات محرومیت از حقوق اجتماعی اشاره به کدام حقوق اجتماعی است زیرا شهروندان بهایی بیش از چهار دهه از حقوق شهروندی مانند حق تحصیل، کار دولتی، آزادی بیان و غیره محروم هستند.

دادگاه رای به مصادره کلیه اموال مضبوط از تفتیش منزل خانواده ثنائی مانند لپ تاب، موبایل و قاب عکس‌‌ها را صادر کرد.

از جمله اتهامات این سه شهروند بهایی، فعالیت آموزشی و تبلیغی انحرافی مغایر با اسلام عنوان شده است.


۱۴۰۲ دی ۱۷, یکشنبه

مزار ژینا؛ تلاش حکومت برای از دسترس خارج کردن یک یادمان


دشمنی جمهوری اسلامی با مزار قربانیان جنایت‌هایش، از سیاست‌های همواره پابرجای این حکومت است. آنچه بر خاوران می‌رود و بهاییان، همان سیاستی است که امروز گریبان مزار ژینا را در سقز گرفته است. جمهوری اسلامی سال‌ها است که برای از بین رفتن نماد کشتار جمعی زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ کوشیده است و این روزها با به خاکسپاری اجباری بهاییان در خاوران، سعی در پنهان‌سازی آن فاجعه تاریخی دارد. هم‌زمان هم در سقز، از ماه‌ها پیش کوشیده است تا مزار «مهسا (ژینا) امینی» را که به نمادی از جنبش «زن، زندگی، آزادی» تبدیل شده است، تخریب و از دسترس خارج سازد. مثل خاوران، بر اطراف مزار ژینا بولدوزر انداخت و دورتادور مزار ژینا را قبر کند. این یعنی سیاست تحمیل فراموشی توسط حاکمیتی که چهار دهه است معترض و مخالف خود را می‌کشد. 

***

تازه‌ترین تصاویر از مزار ژینا حاکی از آن است که قبرهای تازه‌ای در اطراف مزار او ایجاد شده و مزار او دیگر مثل سابق، در ردیف اول قرار ندارد. تا پیش‌از این، از هرکجای آرامستان «آیچی» که می‌گذشتید، به ضلع شمالی آن که می‌رسیدید، تصویر ژینا در قابی شیشه‌ای خودنمایی می‌کرد. حالا اما، باید چشم بچرخانی تا او همچنان پابرجا چشم‌هایت را به خود جلب کند. 

در این یک سال و نیمی که از کشته‌شدن ژینا می‌گذرد و تبدیل او به نماد اعتراضات، بسیاری از شهروندان سقزی و خیلی‌های دیگر از سراسر ایران با حضور در آرامستان آیچی بر سر مزار او، یاد ژینا را گرامی می‌داشتند. برای آن‌ها ژینا تنها «مهسا امینی» نیست، بلکه نماد زن‌ستیزی حکومت و جنایت‌های پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی» است. 

پیش‌تر آرامستان «آیچی» در شهر سقز که پیکرهای ژینا و سایر کشته‌شدگان اهل سقز در زمان اعتراضات ۱۴۰۱ در آن آرمیده‌اند، دارای یک میدان بزرگ بود. در روز ۲۶شهریور۱۴۰۱ که پیکر مهسا به سقز برگردانده شد، دست‌اندرکاران خاکسپاری، پیکر او را در اطراف میدان و در ردیف اول به خاک سپردند. اما حالا دیگر اثری از آن میدان بزرگ نیست. 

جمهوری اسلامی نخستین بار در خرداد۱۴۰۲ با گسیل ادوات شهرداری سقز به آرامستان آیچی، تلاش برای از دسترس خارج کردن مزار مهسا را آغاز کرد. شهرداری سقز تحت عنوان مصوبه شورای تامین، میدان آرامستان را تخریب و عرض خیابان‌های آن را کم کرد، یک ردیف قبر به موازات خیابان جانمایی کرد و از آن میدان تنها یک چهارراه کوچک باقی گذاشت.

در همان خرداد، مزار ژینا را شکستند. در آن زمان، «ایران‌وایر» مطلع شده بود که مقامات امنیتی از نصب سایبان بر مزار مهسا (ژینا) امینی هم جلوگیری کرده بودند و شخص جوشکاری که قرار بود مزار مهسا امینی را ترمیم کند، با شناسایی و برخورد نیروهای امنیتی مواجه شده بود. او را تهدید کرده‌ بودند که اگر اقدام به ترمیم مزار مهسا امینی کند، محل کسب این شخص پلمب خواهد شد.

در ادامه این اقدامات، جمهوری اسلامی یک ردیف قبر به موازات خیابان‌هایی که اکنون باریک شده‌اند، جانمایی کرد و حالا این ردیف قبر به مزار مهسا رسیده است. از آنجا که این محل قبلا میدان بود و اکنون از حالت دایره خارج شده، در محل تلاقی ردیف جدید با مزار ژینا، چند ردیف دیگر نیز ایجاد و قبر مهسا در میان چندین قبر دیگر احاطه شده است.

مساله‌ای که برای حکومت جمهوری اسلامی هیچ‌وقت قابل پذیرش نیست، یادمان‌ قربانیان جنایت‌های او است که بایستی از دید افکار عمومی حذف شدند تا به خیال خودش، خاک بر حقیقت ریخته باشد. آنچه جمهوری اسلامی با مزار ژینا می‌کند هم، همین حکایت چهل‌وچهار ساله است. 

باوجود تمام تلاش‌های حاکمیت اما، عکس مهسا در درون محفظه شیشه‌ای کماکان از دور پیداست و بسیاری از کسانی که به آرامستان آیچی می‌روند، حتی‌الامکان دقایقی را کنار مزار مهسا توقف می‌کنند. 

جلسه دادگاه کیوان رحیمیان برگزار شد


 جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات «کیوان رحیمیان» در روز شنبه ۱۶دی۱۴۰۲ برگزار شد و این شهروند بهایی به دفاع از خود در برابر اتهامات وارده پرداخت.

از اتهامات مطروحه علیه این بهایی اطلاعی در دست نیست.

کیوان رحیمیان، روانشناس و مترجم بهایی، بیش از پنج ماه است که در زندان اوین بازداشت است. در پایان جلسه دادگاه با قرار وثیقه برای آزادی موقت آقای رحیمیان موافقت نشد و نامبرده به زندان بازگردانده شد.

کیوان رحیمیان در اندرزگاه چهار زندان اوین تحت بازداشت قرار دارد.

پیش‌تر، کیوان رحیمیان در آذر. برای شرکت در مراسم درگذشت مادرش «آفاق رحیمیان»، سه روز به مرخصی اعزام شد.

این شهروند بهایی پیش از دستگیری اخیر، یک دوره محکومیت پنج ساله را به خاطر تدریس روان‌شناسی در «موسسه آموزش عالی بهاییان ایران» (BIHE) در زندان گذرانده است. 

اعتراض ده‌ها کنشگر به سرکوب بهائيان: به شرمساری تاریخی‌ پایان دهید


 ۱۴۷ فعال سیاسی و مدنی ایران با انتشار بیانیه‌ای، آنچه را که «موج جدید سرکوب بهاییان» در کشور نامیده‌اند محکوم کردند.

 روند سرکوب بهایيان توسط جمهوری اسلامی طی روزهای اخیر شدت گرفته است. مصادره املاک بهاییان، بخشی از تلاش سیستماتیک جمهوری اسلامی علیه این اقلیت مذهبی در ایران است، به‌طوری که برای مثال مرداد سال جاری، املاک شماری از شهروندان بهایی ساکن سمنان به نفع «ستاد اجرایی امام» مصادره شد یا در موردی دیگر سال گذشته، تعدادی از خانه‌های بهاییان در روستای روشنکوه در شمال کشور تخریب و زمین‌های زراعتی تعداد دیگری از بهائیان این روستا تصرف شد.

 در آخرین اقدام روز گذشته بیش از صد مامور از وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و منابع طبیعی به روستای احمدآباد از توابع ساری وارد شده و با بستن راه‌ها، از ورود و خروج اهالی روستا ممانعت کردند.

در پی این اقدام، ماموران در روز دوشنبه ۱۱دی۱۴۰۲ به زمین‌های کشاورزی روستاییان بهایی یورش برده و زمین‌ها را به نفع دولت مصادره کردند.

بیانیه فعالان سیاسی و مدنی ایران نیز که با عنوان «به این شرمساری تاریخی پایان دهید»، به این سیاست جمهوری اسلامی اشاره دارد و به آن معترض است.

این بیانیه ضمن ارائه تاریخچه مختصری از فشارهای سیاسی و اجتماعی به اقلیت بهایی در ایران طی یک قرن و نیم اخیر، می‌گوید که اما «سیر محرومیت همه جانبه بهاییان از حقوق مدنی‌شان در استبداد دینی و نظام ولایی حاکم... به اوج رسیده است.»

بیانیه یادشده سپس به پاره‌ای از این اقدامات علیه بهاییان اشاره می‌کند، ازجمله «ممانعت ثبت ازدواج و یا حق تحصیل و اشتغال، با بیرون کشیدن اجساد برخی از بهاییان و به بیابان انداختن آن ها، مصادره اموال روستاییان فقیر بهایی، حمله به جشن های خصوصی و بازداشت‌های بی‌دلیل و احکام سنگین قضایی براساس پرونده سازی‌های واهی و دروغین.»

امضاکنندگان بیانیه سپس تاکید کرده‌اند که «موج بازداشت‌های جدید علیه بهاییان و محرومیت آن‌ها از حقوق اوليه انسانی و مدنی‌شان» را محکوم می‌کنند و ضمن «وحشیانه و ضدانسانی» خواندن رفتارهای جمهوری اسلامی، با اعضای این اقلیت دینی در کشور از همه فعالان اجتماعی و سیاسی خواسته‌اند صدای خود را در حمایت از شهروندان بهایی بلندتر کنند.

در میان امضا کنندگان این بیانیه نام افرادی همچون «احمدرضا کريمی حکاکی، الهه امير انتظام، ئالان توفيقی، حسن نائب هاشمی، حسن يوسفی اشکوری، رضا علامه زاده، رضا علیجانی، روح انگيز کراچی، سرور کسمائی، عبدالعلی بازرگان، علی اکبر موسوی خوئينی، غلامرضا مسموعی، کاظم علمداری، محمد اوليائی فر، منصور فرهنگ، منصوره شجاعی، مهدی فتاپور، مهرانگيز کار، مهرداد درويش پور، نيره توحيدی و یاسر میردامادی» دیده می‌شود.

میثم موقن، شهروند بهایی در شهرکرد بازداشت شد

 

بنا به گزارش رسیده به «ایران وایر»، حدودا سی مامور اداره اطلاعات شهرکرد در روز پنجشنبه ۱۴دی۱۴۰۲ مسلحانه و با اسپری فلفل به یک دورهمی دوستانه در منزل یک شهروند بهایی به نام «مسیح موقن» هجوم بردند و «میثم موقن» از اعضای خانواده را بازداشت کرده‌اند.

ماموران امنیتی پس از ورود به منزل خانواده موقن، شروع به تفتیش کرده و کتب مذهبی، برخی لوازم الکترونیکی، طلاها و اشیای قیمتی متعلق به آقای موقن را ضبط کردند.   

هم‌چنین خودروهای متعلق به مهمانان توسط ماموران اداره اطلاعات مورد بازرسی قرار گرفت. 

در پایان عملیات، ماموران امنیتی «میثم موقن» برادر زاده مسیح موقن را بازداشت و با خود به محل نامعلوم انتقال می‌دهند. قابل ذکر است، میثم موقن در سال گذشته ده روز بازداشت بوده است.

چهار شهروند زن بهایی به ۱۴سال و ۸ماه زندان محکوم شدند


 شعبه ۳۵ دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی، حکم بدوی چهار شهروند زن بهایی ساکن مشهد به نام‌های «رویا قانع»، «سهیلا احمدی»، «نسیم ثابتی» و «آزیتا فروغی» را عینا تایید کرد. این چهار شهروند هر کدام به سه سال و هشت ماه زندان محکوم هستند.

شعبه یک دادگاه انقلاب مشهد به ریاست قاضی منصوری، در آبان ماه چهار شهروند فوق الذکر را هر کدام بابت اتهام «عضویت در جمعیت یا شبه جمعیت به قصد بر هم زدن امنیت کشور» با استناد به ماده ۴۹۹ قانون مجازات اسلامی به سه سال زندان و بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» (فعالیت تبلیغی بهایی) با استناد به ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به هشت ماه زندان، مجموعا به سه سال و هشت ماه حبس تعزیری محکوم کرد.

با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد، یعنی سه سال زندان برای هر کدام از متهمان اجرا خواهد شد.

یورش ماموران اطلاعات و بازداشت جمعی از نوکیشان مسیحی در آستانه میلاد عیسی مسیح


 مأموران اطلاعات سپاه با یورش به یک کلیسای خانگی در شهر ملارد دست‌کم چهار نفر از خادمین آن را بازداشت کردند و سایرین را که بیش از ۲۰ نفر بودند مورد بازجویی و تهدید قرار دادند.

به گزارش «محبت نیوز» به نقل از منابع خبری مسیحی در ایران، متجاوز از ۳۰ مامور اطلاعاتی مرد و زن به جلسه پرستشی یک کلیسای خانگی در شهرستان ملارد واقع در استان تهران هجوم برده و ضمن تهدید و بازجویی بیش از ۲۰ تن از نوکیشان مسیحی حاضر در آن مکان ، صدها جلد کتاب مقدس را نیز ضبط کردند.
 همچنین در این میان چهار تن از خادمین این کلیسای خانگی را نیز بازداشت و با خود بردند.
تیمی از ماموران سازمان اطلاعات سپاه (ساس) روز دوشنبه  ۲۰ آذرماه ۱۴۰۲ حوالی عصر بدون مجوز با پریدن از روی دیوارها و سقف خانه ، خود را به داخل ویلائی که محل برگزاری جلسات کلیسای خانگی بود رساندند و با تهدید و ارعاب گوشیهای تلفن همراه حاضرین در جلسه را ضبط کردند. سپس آنها را در همان محل بصورت انفرادی مورد بازجوئی قرار دادند. 
همزمان عده ای دیگر از ماموران حاضر در محل نیز پس از تفتیش و بازرسی آن مکان صدها جلد کتاب مقدس را نیز ضبط کردند.
ماموران لباس شخصی با رفتارهای توهین آمیز بشدت نوکیشان مسیحی حاضر در این جلسه کلیسای خانگی را مورد تهدید و ارعاب قرار دادند و سپس چهار نفر از خادمین (سه مرد و یک زن)  را با خود بردند. ساختمان این کلیسای خانگی محل زندگی یکی از خادمین بازداشت شده بود.
پس از ساعتها بازجوئی و بازرسی توسط نیروهای اطلاعاتی، از نوکیشان مسیحی خواسته شد که از منطقه ملارد و کرج که محل زندگی بیشتر آنها بود خارج نشوند تا در صورت احضار بتوانند سریع خود را معرفی کنند. 
از میان بازداشت شدگان «سیروس خسروی» همان شب آزاد شد اما روز شنبه هفته بعد (پنج روز پس از بازداشت) تلفنی از او خواسته شد که تا قبل از ساعت سه بعد از ظهر خود را به آدرسی در شهریار معرفی کند.
سیروس خسروی که ۵۰ ساله و پدر دو فرزند می‌باشد، خود را به محلی که ابلاغ شده بود معرفی کرد اما هیچ خبری از وی در دست نیست. 
خانواده و نزدیکان سیروس خسروی بسیار نگران وی هستند. سیروس دارای دو فرزند دختر و پسر چهارده ساله دوقلو است که هردو بیمار هستند و از ناراحتی فشار خون رنج می برند و کسی جز پدر  برای نگهداری و تامین مخارج ندارند. یکی از این دو فرزند سیروس دارای بیماری حاد کلیوی نیز می باشد و در لیست نوبت پیوند کلیه قرار دارد. بی خبری از وضعیت پدر باعث بالا رفتن استرس و تشدید بیماری این دو نوجوان بیمار شده است و جان آنها نیز به این ترتیب در معرض خطر می باشد.
یکی دیگر از بازداشت شدگان  یک مرد کفاش پنجاه ساله افغان به نام « تیمور حسینی ملقب به کوروش » است. این نوکیش مسیحی ۲۰ سال است که در ایران زندگی می کند. کوروش (تیمور حسینی)  متاهل  و دارای سه فرزند می باشد . به خانواده این مرد نوکیش مسیحی افغان گفته‌اند که او را به افغانستان دیپورت خواهند کرد. خانواده او به شدت نگران هستند چون او را باید به نیروهای طالبان که در مرزهای ایران و افغانستان مستقر هستند تحویل بدهند. به همین دلیل در صورت دیپورت کوروش از ایران، جان او در خطر بسیار جدی قرار میگیرد. خانواده وی از مسیحیان درخواست کمک و دعا کرده اند. 
هرساله با نزدیک شدن به به ایام کریسمس و جشن‌های میلاد مسیح در ایران نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی فشار خود را بر مسیحیان در ایران افزایش می‌دهند و حمله به کلیساهای خانگی و بازداشت نوکیشان مسیحی گسترش پیدا می‌کند. جمهوری اسلامی همراه با افغانستان، پاکستان، کره شمالی و چند کشور آفریقائی، همواره در فهرست ۱۰ کشور نخست جفا بر مسیحیان است. نوکیشان مسیحی در داخل ایران از شرکت در کلیساهای رسمی منع شده‌اند و در صورت تشکیل و  یا حضور در کلیساهای خانگی به شدت تحت پیگرد  قضائی قرار می‌گیرند.

چهار دهه حکومت؛ فساد، سوءمدیریت و نقض حقوق بشر از نگاه منتقدان و پرسش‌هایی که همچنان باقی مانده‌اند

  چهار دهه حکومت؛ فساد، سوءمدیریت و نقض حقوق بشر از نگاه منتقدان و پرسش‌هایی که همچنان باقی مانده‌اند هر حکومتی در نهایت با یک معیار سنجیده ...