google-site-verification: google15269942918ec366.html راه آزادی

۱۴۰۲ تیر ۲۶, دوشنبه

نامه مهدی (یاسر) اکبری، نوکیش مسیحی از اوین؛ «من اسیری در دست دشمنان سرزمینم»


 «دادگاه صدها مرتبه بدتر از بازپرسی و بازجوی اولیه بود…مسیحیت را “فرقه‌ای ظاله” تلقی کردند و من را پیرو آن خطاب کردند. قاضی پرونده به حدی بدون فکر علیه من توسعه جرم انگاری کرده بود که حتی فراموش کرده یهودی و مسیحی پیروان دو آئین جداگانه هستند. مرا “پیرو دین ظاله مسیحیت” و “یهودی وابسته به اسرائیل” اعلام کرد. ملقمه‌ای که مضحکه است به جای آن که حکم دادگاه باشد.»

این بخشی از نامه مهدی اکبری، نوکیش مسیحی زندانی در اوین است که در اختیار سازمان «ماده ۱۸» گذاشته شده‌است.

این شهروند مسیحی، مهر ماه ۱۳۹۹، به دلیل باور مسیحی و فعالیت مسالمت‌آمیز دینی، و به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل کلیسای خانگی» توسط قاضی محمد مقیسه به تحمل ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد.

حکومت ایران در دهه‌های گذشته بسیاری از مسیحیان به ویژه نوکیشان را با اتهاماتی مانند «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام علیه امنیت ملی»، بدون ارایه سند و مدرکی به زندان فرستاده‌است. پیشتر گروهی از کارشاسان سازمان ملل در نامه به مقامات جمهوری اسلامی نوشتند که حکومت ایران با نگاه امنیتی به عبادت مسیحیان می‌نگرد و با یورش به منازل و تجمعات، آنها را با اتهاماتی مبهم مانند «اقدام علیه امنیت ملی» راهی زندان می‌کند.

آقای اکبری در این نامه به این موضوع پرداخته و از سلب اختیار وکیل، شکنجه شدید «سفید» و آزار روحی در زندان، و اتهامات بی‌پایه و اساس در رابطه با «امنیت ملی» نوشته‌است.

ادیت و آزار حکومت، فقط به مهدی اکبری محدود نشده است. با بازداشت این شهروند مسیحی، موجب شده که پسرش، امیرعلی که به شدت بیمار بوده، از مراقبت و مواظبت پدرش محروم شود.

«پرستش خداوند چه ربطی با امنیت ملی دارد»

آقای اکبری، که یکی از دلایل اصلی بازگشتش به ایران، مواظبت و در کنار ماندن فرزند ۱۶ ساله اش بود، می‌نویسد که در زمان ورودش به ایران در سال ۱۳۹۶، پاسپورتش توقیف شده‌است. امیرعلی در آن زمان مریضی مادرزادیش به اوج رسیده بود.

این شهروند مسیحی می‌افزاید که در مدت کوتاهی بعد، در زمانی که در حال انجام «امور درمانی پسرم بودم که توسط مأمورین امنیتی دستگیر شدم. تصور می‌کردم دلایل جرم ارتکابی را به من می‌گویند و می‌توانم پس از مشورت با وکیلم به آنها پاسخ بگیم. اما بدون وکیل و دستبند همچون بره‌ای که به مسلخ می‌رود، مرا نزد شخصی بردند که متوجه شدم بازپرس است.»

این زندانی عقیدتی می‌افزاید «وقتی در تفهیم اتهام کلمه «اقدام علیه امنیت کشور» را به کار برد، «وکیلی نداشتم که از او معنی این اتهام و تبعات و مصداق ارتکاب به آن را سؤال کنم.» این جلسه «تحمیل اتهام» ۵ دقیقه طول کشید.

آقای اکبری در سلول انفرادی و در «اسارت» اطلاعات سپاه قرار می‌گیرد.

این ایماندار مسیحی می‌افزاید «سردرگمی، فشارهای روحی، روزمرگی من شده بود که صرفاً پرستش خدا را از طریق مسیحیت برگزیده و بشارت داده بودم. هر چه می‌اندیشیدم نمی‌دانستم که پرستش خداوند چه ارتباطی با کلمه امنیت ملی دارد. پس از گذشت ۱۰ روز سلول انفرادی و تحمل تمام تحقیرها از سوی بازجوها، به من امکان یک مکالمه یک دقیقه‌ای و تحت نظر بازجو با خانواده داده شد.»

این زندانی عقیدتی می‌افزاید که در زندان می‌خواستند «از من درس عبرتی برای دیگر هم‌کیشانم بسازند.»

فشارهای شدید علیه مهدی اکبری با مقاومت این باورمند مسیحی روبرو می‌شود، وکار به جایی نمی‌برد.

در این نامه از اوین آمده‌است «شرایط جسمی پسرم وخیم‌تر شده بود. دوباره که به سلول انفرادی رفتم خود را در شرایطی یافتم که فقط خداوند را شاهد ظلمی که به من روا شده بود می‌دیدم و با او از دریچه قلبم و روحم صحبت می‌کردم. مگر می‌شود همنوعی را به صرف داشتن عقیده‌ای متفاوت در چنین شرایطی قرار داد؟ با چشم‌بند حتی به هواخوری می‌رفتم و هیچ‌کس را نمی‌دیدم. تا این که دلیل این فشارها را فهمیدم. اتهامات وارده به من آنقدر واهی بود که بازجو به جای آن که به دنبال دلایل و شواهد بروز جرم باشد، تلاش می‌کرد با تحمیل سناریوی از پیش تعریف شده، اتهامات وارد شده تحمیلی را واجد مصداق نماید تا بتواند مرا با استفاده از لفاظ، و تحت شکنجه سفید، مجرم خطاب کند و از من درس عبرتی برای دیگر هم‌کیشانم بسازند… ولی اعتقاد و ایمان راسخم باعث شد تن به خواسته‌های شوم آنها نسپارم. سلب اختیار حضور وکیل، و تماس تلفنی ۲ ماه طول کشید. بعد از یک ماه انفرادی یک ماه هم در سلول عمومی به سر بودم.»

دادگاه صدها مرتبه بدتر از بازپرسی و بازجوی اولیه

بسیاری از دادگاه‌ها در محاکمه نوکیشان مسیحی، پیرو پرونده ای هستند که اطلاعات سپاه، آن را ساخته و پرداخته‌است. به عبارت دیگر، قاضی، کارگزار مقامات امنیتی است و حکم از قبل معلوم و مشخص است.

مهدی اکبری، پس از یکسال راهی دادگاه می‌شود. وی در این مورد می‌نویسد «دادگاه صدها مرتبه بدتر از بازپرسی و بازجوی اولیه بود. اگر در آنجا سعی داشتند جرمی را به من تحمیل کنند، در محضر این دادگاه، جرایمی را [به من] منتسب کردند که قابل تصور نبود. مسیحیت را فرقه‌ای ظاله تلقی کردند و من را پیرو آن خطاب کردند. قاضی پرونده به حدی بدون فکر علیه من توسعه جرم انگاری کرده بود که حتی فراموش کرده یهودی و مسیحی پیروان دو آئین جداگانه هستند. مرا پیرو دین “ظاله مسیحیت” و “یهودی وابسته به اسرائیل” اعلام کرد. ملقمه‌ای که مضحکه است به جای آن که حکم دادگاه باشد.»

وی می‌افزاید «در عین تعجب و ناباوری، دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی کشور، بدون توجه با این موضوعات، حکم فوق را تأیید کردند! حالا که ۳ سال در زندان بابت آن حکم صادره به سر می‌برم، همچنان نمی‌دانم که با پیرو مسیح بودن چگونه توانسته‌ام اقدام علیه امنیت ملی ایران کنم.»

«بهترین لحظه زندگانیم را آخرین باری می‌دانم که امیرم را در آغوش کشیدم»

مهدی اکبری، در هشتم دی ماه سال ۱۴۰۰ مطلع شد که امیرعلی، پسر ۱۸ ساله‌اش، که مشکل حاد سلامتی داشت، درگذشته است.

آقای اکبری به دلیل مقدمات اداری زندان و درخواست وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی، نتوانست به موقع در مراسم خاکسپاری حضور یابد و در سومین روز درگذشت پسرش با مرخصی ۵ روزه از زندان آزاد شد.

امیرعلی از خرداد ماه و پس از حبس پدرش، که سرپرستی وی را برعهده داشت، در مرکزی نگهداری می‌شد.

حکومت بسیاری از فعالان مدنی از جمله نوکیشان مسیحی را به دلیل ابراز عقیده و فعالیت مسالمت آمیز عقیدتی، زندانی کرده و این امر به شدت خانواده‌های آنها را تحت فشار قرار داده‌است. یکی از قربانیان حکومت، ناصر نورد گل تپه، مسیحی زندانی است که پرستاری مادر سالخورده و کم توانش را برعهده داشت و بارها تقاضای آزادی مشروط و ادعای دادرسیش، رد شده‌ بود.

آقای اکبری در مورد امیرعلی می‌نویسد «خیلی تلاش کردم تا این مهلت ۲۰ دقیقه‌ای ملاقات با امیرعلی را از زندان بگیرم. وقتی امیر علی مرا با دستبند و لباس زندان دید، مطمئن شد که حتی در چنین شرایطی رهایش نکرده‌ام. خودم درگیر تهمتی ناروا و مورد تحمیل حکمی ناعادلانه بودم. ولی فرزندم را به یاد داشته و لحظه‌ای از یاد او که با بیماری دست به گریبان بود غافل نبودم. گویی امیر اینقدر با بیماری زجرآورش جنگید تا شرایط دیدارمان، حتی در لباس زندان و حضور مأموران فراهم شود. برایش از نور آسمان گفتم و به او بشارت زندگی واقعی در آسمان دادم، تا با خیالی راحت تن به  آغوش  پدر آسمانی بسپارد. فقط توانستم این ۲۰ دقیقه طلایی را قدر بدانم و تمام ثانیه‌های آن را تبدیل به عشق و محبت پدر و فرزندی کنم. من که به حکم قضایی باید به سلولم بازمی‌گشتم، بهترین لحظه زندگانیم را آخرین باری می‌دانم که امیرم را در آغوش کشیدم.»

این نوکیش مسیحی زندانی نامه اش را این کلمات به پایان رسانده‌است: «اینجا ایران است، در قرن ۲۱ و من اسیری در دست دشمنان سرزمینم. »

۱۴۰۲ تیر ۲۱, چهارشنبه

پرونده سازی جدید برای پیام ولی، شهروند بهایی در زندان


 دادگاه انقلاب کرج، پروند جدیدی را علیه «پیام ولی» شهروند بهایی زندانی در زندان قزلحصار گشوده است.

بنا به گفته یک منبع آگاه، پیام ولی به دلیل ارسال خبر از وضعیت خودش به بیرون از زندان از سوی انوری، بازپرس شعبه یک دادگاه انقلاب کرج به «نشر اکاذیب در فضای مجازی» متهم شده است.

پیام ولی در زمان بازجویی تهدید شده که در یک برنامه تلویزیونی علیه دین بهایی و اعتقاداتش صحبت کند در غیر این‌صورت با حکم سنگینی مواجه خواهد شد.

این شهروند بهایی در دادگاه بدوی به ۱۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. شعبه ۱۲ دادگاه تجدیدنظر استان البرز، حکم بدوی را به ۹ سال و ۹ ماه کاهش داد.

پیام ولی با اتهامات تبلیغ علیه نظام، همکاری با دول متخاصم از طریق مصاحبه با شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان و تحریک مردم به آشوب از طریق صفحه شخصی مجازی مواجه است.

در حال حاضر، تماس‌های تلفنی پیام ولی از زندان به  یک بار در هفته محدود شده است.

پیام ولی در تاریخ دوم مهر‌۱۴۰۱ توسط ماموران امنیتی در محل کارش در کرج بازداشت شد. او بیش از ۹ ماه در زندان نگه داشته شده است.

انتقال ماتیاس علی حق‌نژاد از شبانان کلیسای غیرتثلیثی به زندان میناب




 ماتیاس علی حق‌نژاد، از شبانان یک کلیسای غیر تثلیثی که در حال تحمل شش سال حبس در زندان انزلی بود، روز یکشنبه بدون اطلاع قبلی به زندان میناب منتقل شد.

«محبت نیوز»-عبدالرضا (ماتیاس)علی حق‌نژاد، از رهبران یک کلیسای غیر تثلیثی موسوم به کلیسای ایران، که به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طريق تبلیغ دین مسیحیت خارج از کلیسا» در حال تحمل شش سال حبس در زندان انزلی بود، روز یکشنبه بدون اطلاع قبلی به زندان میناب منتقل شد.

به گزارش سازمان ماده ۱۸، در حکمی که چندین سال پیش برای ماتیاس صادر شد، شش سال حبس در زندان میناب مقرر شده بود. روز یکشنبه ۱۸ تیر با چند ماه تاخیر، وی را از زندان انزلی به فرودگاه رشت، و از آنجا با پرواز به سمت میناب بردند. متاسفانه به همسر و دخترش حتی فرصت خداحافظی با او هم داده نشد.

ماتیاس علی حق نژاد، مسیحی غیر تثلیثی ۵۰ ساله، پیش از این بارها به دلیل فعالیت صلح‌آمیز دینی بازداشت شده‌است. وی در آبان ماه ۱۳۹۳، به همراه، بهنام ایرانی و رضا (سیلاس) ربانی دیگر رهبران کلیسای غیر تثلیثی موسوم به «کلیسای ایران»، به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ دین مسیحیت خارج از کلیسا» و «اطلاع دادن به معاندین جمهوری اسلامی» هر کدام به شش سال زندان در تبعید داخلی محکوم شدند. محل زندان ماتیاس شهر میناب تعیین شد که حدود ۱۰۰۰ کیلومتر از شهر محل سکونت او فاصله دارد.

این حکم سپس توسط دادگاه تجدیدنظر نقض شده و هر سه نفر از تمامی اتهامات مطرح شده تبرئه شدند. اما هفت سال بعد، ریاست دادگستری استان البرز، با نوشتن نامه ای به دیوان عالی کشور به این حکم اعتراض کرد. سرانجام شعبه دوم دیوان عالی، حکم اولیه شش سال زندان را تأیید کرد. ماتیاس روز ۲۵ دی ماه ۱۴۰۰، تنها دو هفته پس از آزادی از زندان اوین، به دادسرای انزلی احضار و از آنجا به زندان انزلی منتقل شده بود.

در تحولی جداگانه، سازمان همبستگی جهانی مسحیان (CSW) روز جمعه۱۶ تیر گزارش داد که ماتیاس و یوسف ندرخانی، از دیگر افراد مرتبط با کلیسای خانگی موسوم به «کلیسای ایران» در رشت، برای رسیدگی به اتهامات جدید به دادسرای شهر رشت احضار شده‌اند.

یوسف ندرخانی که در حال گذراندن محکومیت شش سال زندان بود، روز ۷ اسفند ۱۴۰۱ مشمول عفو گردیده و از زندان اوین آزاد شد.در پی دریافت احضاریه، ندرخانی روز شنبه در دادسرای رشت حاضر شد، اما به دلیل عدم حضور قاضی به او گفتند که در فرصت دیگری مراجعه کند.

بنا بر گزارش سازمان همبستگی جهانی مسحیان،احضاریه جديد در پی مطرح شدن اتهاماتی است که توسط دو عضو سابق همین کلیسا «تحت فشار قابل توجه» و «تهدید» از سوی نهادهای امنیتی مطرح شده است.

لازم به ذکر است گروه موسوم به “کلیسای ایران” که پیرو “ویلیام ماریون برانهام” واعظ آمریکائی معروف قرن بیستم می باشند اصل پایه ای الهیات مسیحی یعنی رابطه پدر پسر و روح القدس را که در زبان فارسی به “تثلیث” معروف است قبول ندارند و تعمید گرفتن مسیحیان را در نام پدر، پسر و روح القدس را درست نمی دانند. از این رو آنان را “غیرتثلیثی” نیز می نامند.

توصیه خامنه‌ای به مبلغان: «ایمان» مردم برود نظام می‌رود


 رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با مبلغان حوزه علمیه گفته «تبلیغ فقط پاسخگویی به شبهه نیست، موضع دفاعی نیست. این کار، لازم است. اما فقط این نیست. طرف مقابل مبانی فکری دارد باید به او حمله کرد. در تبلیغ موضع تهاجم لازم است.»

« علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی روز چهارشنبه ۲۱ تیرماه در دیدار با طلاب و مبلغان حوزه‌های علمیه با ابراز نگرانی از وضعیت تبلیغ، از آنها خواست در تبلیغ غفلت نکنند و با «تهاجم» به «مبانی فکری» طرف مقابل حمله کنند وگرنه اسلام سیلی خواهد خورد.
وی تأکید کرد «اگر حوزه علمیه از تبلیغ غفلت کند دچار عارضه‌ای می‌شویم که جبران آن بسیار دشوار است و دچار استحاله فرهنگی می‌شویم و اگر چنین غفلتی ایجاد شود اسلام سیلی خواهد خورد که تا سال‌های متوالی اثر آن باقی خواهد ماند.»
خامنه‌ای گفت اگر حوزه‌ها از تبلیغ غافل شوند، از گناهان کبیره قبح‌‌زدایی می‌شود و گناه عادی می‌شود.
وی در بخشی از این سخنرانی گفت «با اطلاعاتی که به من می‌رسد از جهات مختلف، نسبت به تبلیغ نگرانم. اینقدر ظرفیت تبلیغ در این کشور انبوه و متراکم و گسترده است که ما اگر چندین برابر آن مقداری که کار می‌کنیم هم کار کنیم، به نظرم این ظرفیت پر نمی‌شود.»
رهبر جمهوری اسلامی توضیح داد که ما «هم به تبلیغ و هم به موعظه احتیاج داریم.»
خامنه‌ای همچنین با اشاره به اینکه سطح فکر جوانان امروز بالا رفته گفت یک «آفت» وجود دارد و این است که «در این آشفته بازار صداهای مختلف فضای مجازی و تکثر رسانه‌ای که وجود دارد این تکثر رسانه‌ای در این صداهای گوناگون، یک صدا در انزوا قرار گرفته و آن صدای انتقال معارف نسلی و خانوادگی است. پدرها، مادرها خیلی چیزها را به بچه‌هایشان یاد می‌دادند. در این غوغای تکثر رسانه‌ای این صدا ضعیف شده.»
او در ادامه افزود: «تبلیغ صرفن پاسخگویی به شبهه نیست، موضع دفاعی نیست. این کار، لازم است. اما فقط این نیست. طرف مقابل مبانی فکری دارد باید به او حمله کرد. در تبلیغ موضع تهاجم لازم است.»
خامنه‌ای در ادامه سخنرانی خود تأکید کرد: «تبلیغ در دوره‌ ما اهمیت مضاعف پیدا می‌کند. هم از جهت اینکه در نظام اسلامی پایه‌ قوام نظام مردم‌اند، ایمان مردم است. اگر چنانچه ایمان مردم نباشد نظام نخواهد بود.»

علی خامنه‌ای در شرایطی از «سیلی خوردن اسلام» احساس نگرانی می‌کند که بعد از خیزش ملی در سال ۱۴۰۱ بین مردم و روحانیون شکاف‌ها عمیق‌تر شد. تا جایی که حتا بخشی از مداحان نیز با نیش و کنایه و انتقاد نسبت به حکومت موضع می‌گیرند.
پیش از این یک مداح درباره علت عدم انتقاد مداحان نسبت به دولت و شرایط معیشتی جامعه، گفته بود «در جلساتی که ما در کانون مداحان داشته‌ایم، مداحان توجیه می‌شوند که چیزی نگویند که موجی ایجاد شود، چون گفتن این حرف‌ها وقتی بدون آگاهی باشد و بعد در پاسخ دادن به سوال ناتوان باشند، باعث ایجاد موج می‌شود.»
جعفر اکبرزاده مداح ساکن مشهد ۱۴ مرداد ۱۴۰۱ به خبرگزاری انتخاب گفت «در جلساتی که ما داشته‌ایم، مداحان توجیه می‌شوند چیزی نگویند که موجی ایجاد شود. چون گفتن این حرف‌ها وقتی در پاسخ دادن به سوال ناتوان باشند، باعث ایجاد موج می‌شود.»
این مداح گفته که تا کنون نشنیده امسال یک مداح درباره مشکلات اقتصادی و معیشتی و فقر سخن گفته باشد: «تا جایی که در محدوده شهر مشهد رصد داشته‌ام، چیزی در این خصوص نشنیده‌ام که کسی اعتراض یا نقدی به مشکلات اقتصادی کرده باشد. به ندرت شنیده‌ام که کسی در این وادی وارد شود.»
مداحان بخشی از سازمان سرکوب حکومت‌اند. آنها هر کدام به تیم‌ها و باندهایی از اوباش وصل‌اند که کیف خیابان اقدام به سرکوب مردم می‌کنند اما در ماه‌های اخیر بین خود آنها نیز اختلاف بالا گرفته است.

جمهوری اسلامی در حالیکه خود تلاش می‌کند در درون کشور غیرشیعیان را شیعه سازد و حتی مبلغ شیعه به دیگر نقاط جهان نیز می‌فرستد و برای آن هزینه فراوان می‌کند و سازمانی چون سازمان تبلیغات اسلامی را برای چنین کاری بسیج کرده است، به دیگر ادیان و باورها اجازه تبلیغ دین و باور خود را نمی‌دهد. این تبعیض آشکار و بی‌عدالتی محض است. برای نمونه جمهوری اسلامی مسیحیانی را که کلام خداوند را بشار می دهند بازداشت و به حبس های طولانی مدت محکوم می کند.

۱۴۰۲ تیر ۱۴, چهارشنبه

انتقاد تند مولوی عبدالحمید از علما: ۴۴ سال سیاهی‌لشکر بودیم


 «مولوی عبدالحمید»، روحانی سرشناس اهل سنت ایران، به علما و ریش‌سفیدان اهل سنت توصیه کرد که بعد از چهل‌ و چهار سال که به‌ عنوان «سیاهی‌لشکر» از آن‌ها استفاده شده، باید «استقلال» را هم تجربه کنند.

امام جمعه اهل سنت زاهدان که مدتهاست انتقادات تندی علیه جمهوری اسلامی می‌کند، در دیدار روز سه‌شنبه، ۱۳ تیرماه خود با علمای شهرستان‌های خاش، تفتان و میرجاوه به مناسبت عید غدیر گفت:‌ «معتمدین و ریش‌سفیدان ما نیز باید استقلال خودشان را حفظ کنند و به‌خاطر منافع ناچیز دنیا ارزش خود را پایین نیاورند. وابستگی چیز خوبی نیست.»

امام جمعه زاهدان در ادامه با بیان این نکته که حاکمان «می‌آیند و می‌روند»، افزود که علمای مسلمان باید به جای نشست و برخاست با «حکام و سرمایه‌داران»، در کنار قشر ضعیف جامعه باشند.

مولوی عبدالحمید در پایان سخنانش افزود: «بنده در گذشته هم گفته‌ام که ما کتک خوردیم اما الحمدلله کسی را کتک نزدیم. ما با کسی سر جنگ نداریم ولی حرف می‌زنیم.»

این سخنان مولوی عبدالحمید در حالی منتشر شده که، در هفته‌های گذشته نیروهای امنیتی فشار مضاعفی بر مولوی و نزدیکانش وارد کرده‌اند. طی هفته گذشته نزدیکان مولوی عبدالحمید، از جمله نوه او و  راننده‌اش بازداشت شده‌اند. مدتی پیش هم وزارت اطلاعات اجازه خروج مولوی برای مراسم حج در عربستان را به او نداد.

شایان ثنایی، شهروند بهایی ساکن بجنورد جهت اجرای حکم بازداشت شد


 «شایان ثنایی»، شهروند بهایی ساکن بجنورد روز سه شنبه ۱۳تیر۱۴۰۲ توسط ماموران بازداشت و جهت اجرای حکم به زندان منتقل شد.

دادگاه انقلاب شهرستان بجنورد، این جوان محروم از تحصیل بهایی را به شش ماه حبس تعزیری محکوم کرده است.

یک روز قبل، در روز دوشنبه ۱۲ تیر ماموران به محل کسب شایان ثنایی و برادرش در بجنورد هجوم برده و این محل را پلمپ کردند.

قابل ذکر است، شایان ثنایی ده روز قبل ازدواج کرده است.

در روز چهارشنبه ۲۲ تیر ماه ۱۴۰۱ ماموران به منزل خانواده ثنایی در بجنورد هجوم برده و پس از تفتیش منزل و ضبط لپ تاب، گوشی‌های همراه و کتب مذهبی به محل کسب ایشان که متصل به منزل بوده، داخل شده و مقادیر زیادی از اجناس مغازه (فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتی) را ضبط کردند. ماموران پس از پنج ساعت تفتیش، شعله ثنایی (شهیدی)، مادر خانواده را به همراه دو پسرش، شایان و فاران ثنایی بازداشت می‌کنند. این سه شهروند بهایی پس از چند هفته به قید وثیقه آزاد شدند.

آغاز محکومیت یک سال زندان سپیده کشاورز، شهروند بهایی


 روز دوشنبه  ۱۲تیر۱۴۰۲، «سپیده کشاورز» شهروند بهایی ساکن تهران، جهت اجرای یک سال حبس تعزیری، خود را به زندان اوین معرفی کرد.  

سپیده کشاورز در تاریخ ۲۹آبان‌۱۳۹۷ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و یک روز بعد با تودیع قرار وثیقه، به‌طور موقت آزاد شد.

شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی «عموزاده»، این شهروند بهایی را به‌اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق اداره تشکیلات بهایی به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق تبلیغ بهاییت، به ۸ ماه حبس محکوم کرد.

دادگاه تجدیدنظر با رفع اتهام تبلیغ علیه نظام، سپیده کشاورز را به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری محکوم کرد. حکم در دیوان‌عالی کشور نقض و پرونده برای بررسی مجدد به شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران فرستاده شد.

سرانجام، در ۲۲اسفند۱۴۰۱، سپیده کشاورز از سوی شعبه ۵۴ به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.

۱۴۰۲ تیر ۱۳, سه‌شنبه

چهارده شهروند بهایی در قائم‌شهر به ۳۱ سال حبس محکوم شدند


 دادگاه انقلاب قائم‌شهر به ریاست قاضی «فقیهان»، چهارده شهروند بهایی را به اتهام «فعالیت آموزشی و یا تبلیغی انحرافی مغایر و مخل به شرع اسلام» به حبس و جزای نقدی محکوم کرد.

براساس رای صادره، «ساناز حکمت شعار» و «بیتا حقیقی»، هرکدام به سه سال حبس تعزیری و جریمه نقدی سی میلیون تومان محکوم شدند. همچنین «سامیه قلی نژاد»، «مهسا فتحی»، «بصیر صمیمی»، «انیس سنایی»، «نازنین گلی»، «نگار دارابی»، «هنگامه علیپور»، «گلبن فلاح»، «افنانه نعمتیان»، «مجیر صمیمی»، «سام صمیمی» و «مانی قلی نژاد»، هرکدام به دو سال و یک ماه حبس محکوم شدند.

دادگاه کلیه لوازمی را که در هنگام بازداشت این شهروندان بهایی ضبط شده، به نفع دولت مصادره کرد.

این چهارده شهروند بهایی در تاریخ ۹شهریور۱۴۰۱ در قائم‌شهر دستگیر و هرکدام بعد از مدتی با قرار وثیقه آزاد شدند.

بنا به اطلاع حاصله، مهسا فتحی، سامیه قلی نژاد، نگار دارابی، بصیر صمیمی و هنگامه علیپور ساکن ساری، افنانه نعمتیان، مجیر صمیمی، مانی قلی نژاد، نازنین گلی، سام صمیمی، ساناز حکمت شعار، بیتا حقیقی و گلبن فلاح ساکن قائمشهر و انیس سنایی، ساکن بابلسر هستند.


۱۴۰۲ تیر ۱۲, دوشنبه

دادگاه هامبورگ: «مسجد امام علی» یک سازمان اسلامگرای افراطی است


این رای پس از اعتراض و ثبت شکایت «مرکز اسلامی» علیه سازمان حفاظت امنیت از قانون اساسی آلمان که فعالیت‌های مرکز اسلامی را «افراط‌ گرایانه اسلامی» معرفی کرده بود، صادر شد.

«محبت نیوز»- بر اساس رای اعلام شده از سوی دادگاه اداری هامبورگ که روز جمعه ۹ تیرماه صادر شد، طبقه بندی فعالیت‌های مرکز اسلامی این شهر که به عنوان «مسجد آبی» هم شناخته شده، در طبقه‌بندی «سازمان‌های اسلام‌گرای افراطی» تایید شد.

به نقل از صدای آمریکا، این رای پس از اعتراض و ثبت شکایت «مرکز اسلامی» علیه سازمان حفاظت امنیت از قانون اساسی آلمان که فعالیت‌های مرکز اسلامی را «افراط‌ گرایانه اسلامی» معرفی کرده بود، صادر شد.

گفتنی است، در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ سازمان حفاظت امنیت از قانون اساسی فعالیت‌های مسجد آبی را به عنوان تشکل «اسلام‌گرایان افراطی» معرفی کرده بود.

دادگاه اداری هامبورگ پس از برگزاری دو جلسه دادرسی شفاهی در آوریل و مه ۲۰۲۳ رای کتبی خود را در مورد این شکایت اعلام کرد. براساس رای دادگاه بخشی از شکایت شاکیان پذیرفته شده که براساس آن بخش‌هایی از گزارش سازمان حفاظت از قانون اساسی اجازه انتشار ندارد. با این وجود، مرکز اسلامی هامبورگ در زمینه محور اصلی شکایتنامه که پشتیبان «مسجد آبی» را یک «سازمان افراط گرای اسلامی» نامیده بود، ناکام ماند و دادگاه این موضوع را به لحاظ قانونی «قابل ایراد» ندانست.

طبق گزارش سازمان حفاظت امنیت از قانون اساسی آلمان، انجمن حامی «مسجد آبی» یک سازمان اسلام‌گرای افراطی معرفی شده بود که «اهداف ضد قانون اساسی را دنبال می‌کند.»

مرکز اسلامی هامبورگ از مهم‌ترین و قدیمی‌ترین موسسات اسلامی شیعه در آلمان است. پیش‌ازاین، اداره امنیت داخلی هامبورگ اعلام کرده بود به اسنادی دست یافته است که نشان می‌دهد این مرکز که در ظاهر تنها یک مکان فعال در امور فرهنگی معرفی می‌شود، یکی از مراکز مستقیم برای فعالیت‌های حکومت جمهوری اسلامی ایران در آلمان است؛ همچنین اعلام شد که مرکز اسلامی هامبورگ با گروه حزب‌الله همکاری و ارتباط مستقیم دارد. 

چهار دهه حکومت؛ فساد، سوءمدیریت و نقض حقوق بشر از نگاه منتقدان و پرسش‌هایی که همچنان باقی مانده‌اند

  چهار دهه حکومت؛ فساد، سوءمدیریت و نقض حقوق بشر از نگاه منتقدان و پرسش‌هایی که همچنان باقی مانده‌اند هر حکومتی در نهایت با یک معیار سنجیده ...