ترس و وحشت خامنهای از سقوط؛ وقتی رأس هرم میلرزد
در جریان خیزش پانزدهروزه اخیر، واکنشها و مواضع رهبر جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری نشانهای از وحشت عمیق حاکمیت از فروپاشی را آشکار کرده است. سکوتهای مقطعی، سخنرانیهای پراسترس، تهدیدهای مستقیم و انتقال گسترده نیروهای امنیتی به شهرهای معترض، همگی بیانگر این واقعیتاند که نظام سیاسی ایران در یکی از بحرانیترین مقاطع عمر خود قرار دارد.
خامنهای که همواره تلاش میکرد خود را در جایگاه «رهبر مقتدر» نشان دهد، اکنون ناچار است اعتراضات میلیونی را به «دشمن خارجی» نسبت دهد؛ روایتی تکراری که دیگر حتی برای بدنه وفادار نظام نیز باورپذیر نیست.
افزایش بیسابقه نیروهای سپاه در شهرها، آمادهباش سراسری یگانهای ویژه، تهدید مستقیم به اعدام معترضان و فشار بر قوه قضاییه برای صدور احکام سنگین، همگی نشان میدهد که حکومت به مرحله بقای اضطراری رسیده است.
در نظامهای اقتدارگرا، زمانی که رهبر ناچار میشود آشکارا از «خطر سقوط» سخن بگوید، در واقع مشروعیت خود را از دست داده است. ترس خامنهای نه از شعارها، بلکه از شکستن ترس عمومی مردم است؛ زیرا زمانی که ترس فرو بریزد، هیچ حکومتی—even مسلح—قادر به ادامه حیات نخواهد بود.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر